|
Πανδώρα
پاندورا، (به معنی همه چیز دهنده یا همه چیز داده شده) نخستین زن بود. زئوس به عنوان بخشی از تنبیه انسانهای فانی به عقوبت سرقت نور (آتش) خدایگان، پرومته برای انسان، به هفاستیوس دستور داد پاندورا را شکل دهد از گوشت زمین (گایا). و تمام خدایان در آراییدن این "بلای زیبا" سهیم شدند. + نوشته شده در جمعه 17 مهر1388 توسط S |
پیشینه تاریخی: "یک روز وارد روستایی شدم و در حالی که به تکه های گوشت بر سر نیزه ها که در حال کباب شدن بود اشاره می کردم پرسیدم: "شما بدن انسان را می خورید؟؟" بلافاصله گفتند: 'Io; yo te?' . بله، شما نمی خورید؟. و بعد از چند دقیقه رییس قبیله با یک ظرف به پیشواز آمد، ظرفی که در آن تکه های بزرگ گوشت بود، و واضح بود که گوشت انسان است. به نظر می آمد که وقتی پیشکشش را رد کردم واقعا ناراحت شد." + نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388 توسط S |
+ نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388 توسط S |
حال برای کمی واکاوی بیشتر و جستجوی چاره از زاویه دیگر نگاه می کنیم و کلمات دیگری در توصیف افکار بکار می بریم: نیروهای انسانی سرکوب شده ی درون (که از قبول آنها سر باز می زنیم) ،قسمتی از ناخود آگاه است که یونگ آنرا "سایه" می نامد. و به هر نسبتی که بیشتر سرکوب شده و به عمق رفته باشند خطرناکتر شده و چاره ای جز فرا فکنی این نیرو های مخفی برای فرد نمی گذارد. (که نمود آنرا می توانیم در سلطه طلبی و دشمن تراشی و ... ببینیم). به نظر یونگ شاید درمان آن... + نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387 توسط S |
یک نمونه: در یک جامعه، محدود کردن حالتهای شاد انسانها، ارزش دانسته می شود و بروز بدون مرز محبت و نیز نیاز به توجه و نوازش از سوی دیگران، نفی می شود و این اعمال را ضد ارزش و یا حتی گناه می خوانند، در نتیجه آدمهایی با دو رفتار (یا چند رفتار) بوجود می آیند که کنترل حالات روانیشان نیز (بین حالت کودک و والد) گاهی بسیار برایشان مشکل است. در نتیجه یک جامعه پر از دروغ و ریا می بینیم و معمولا نمی توانیم تشخیص دهیم این دروغ گو ها و ریا کاران و ... فرزندان شیطان نیستند، بلکه + نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387 توسط S |
(یک نماینده ی اقلیت مجلس:) وقتی شادی های بومی از یاد می روند ،جوانان در فرهنگهای دیگر بدنبال شادی می روند. یک مسئول سابق: شادی های جمعی جوانان معمولا با دید منفی نگریسته می شود، و در بهترین حالت، به جای دستگیری و توبیخ و تنبیه جوانان ، از حمایت از حرکتهای جمعی سالم جلوگیری می شود و شادی آنان را منافی با ارزشهای دینی و ملی می دانیم. (این در حالی است که در ارزشهای دینی و ملی که معرفی شده، اثری از شادی دیده نمی شود) یک نماینده مجلس: ای کاش عید ها هم به اندازه عزا ها برای مسئولین فرهنگی ما عزیز بودند. فعالیتهای شادی آفرین و یا تفریحی برای جوانان : Sms ،جوک ،پارک رفتن (البته در حالت تجمع کمتر از 3 نفر!) و در حالت فرهنگی تر (یعنی با پول بیشتر!) سینما و موسیقی. و برای اونهایی که یه کم جهانی فکر می کنن!! شب ولنتاین و کریسمس هم به با لا یی ها اضافه می شه. " کودک درون" که یکی از ارکان اصلی ساختار شخصیتی انسان است و در صورت غیر فعال بودن یک شخصیت نابهنجار را بدنبال می آورد ،امروزه بیشتر به صورت یک پز روشنفکری برای آنهایی که اصرار به نشان دادن فکر روشنشان! دارند در آمده تا اینکه یک موضوع کاربردی برای رفتار اجتماعی باشد. _اصیل ترین نوع بروز شادی، شادی کودکی است که در مواجهه با یک اتفاق بدیع که برای اولین بار آنرا کشف کرده ،نا خود آگاه به صورت خنده ای زیبا بر روی صورتش می بینیم. و با مرور زمان که بزرگتر می شود، کلیشه های زندگی به او آموخته می شود و مواقعی که باید شاد باشد یا غمگین، برایش مشخص می شود (بوسیله ی والدین و معلمین دلسوز!) و به مرور، شادی اصیل ناشی از کشف واقعیتها، جای خود را به یک شادی آموختنی می دهد که تصنعی بودنش از ضاهرش هم پیداست. و بنا به تعریف، یک فرد نرمال در جامعه ی ما کسی است که جای خندیدن و گریه کردنش (و تمام طرز فکر و عملش) دقیقا منطبق بر آموخته هایش باشد! مطمئنا نتیجه ی این تربیت اجتماعی، یک جامعه ی خلاق و پویا می شود و این جامعه می تواند به راحتی به سوی نو آوری و شکوفایی پیش رود. (ما اصلا اهل شعار دادن نیستیم!) + نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387 توسط S |
میخوام تو این پست راجع به پرومتیوس(prometheus ) (به یونانی: Προμηθεύς ) بنویسم. به نظر من او کلیدی ترین شخصیت افسانه ای یونان است و بدون او دنیا(ی اساطیر) فقط دنیای مسخره و یکنواخت جاودانان بود. او خدای گناهکار است! کسی که به خاطر موجودات فانی عذاب جاودان را برای خود خواست. + نوشته شده در پنجشنبه 28 تیر1386 توسط S |
|
| ||||||