|
وای: نادونی نعمته؟ ایکس:فکر کردن به اینکه چی نادونیه نعمته؟ وای: نمی دونم. نمی دونم. ایکس: چرا زندگی نمی کنی؟ وای: زندگی چیه؟ ایکس: می شه خندید، می شه گریه کرد. ولذت برد. و مرد. وای:چطوره که من نمی تونم راحت باشم؟ ایکس: تو فلسفی فکر میکنی. از جواب دادن می ترسی. وای: آره. نه. نمی دونم. نمی دونم. ایکس: منم فلسفه دوست دارم. حقیقت اینه که من می گم. وای: فلسفه؟ حقیقت؟ ایکس: می شه راحت فکر کرد. وای: راحتی؟ فکر؟ ایکس: من می خوام بدونم، من می دونم. وای: من هم می دونم. نه، نمی دونم. چرا... ایکس: چرا فکر می کنی من نمی فهمم؟ وای: تو؟ من به تو فکر می کنم؟ ایکس: دوست داری مهم باشی؟ من هم دوست دارم. من هستم. من مجهولم. تو نمی دونی من چی ام. وای: دوست؟ دوست داشتن؟ جهل؟ نمی دونم. نمی دونم. ایکس: من راحتم. عشق دارم. وای: .... ایکس: لذت ببر، داد می زنم، راحتم. وای: .... ایکس: زندگی می کنم. راحتم ،مشکلی نیست. وای: .... ایکس: من. من؟ وای: .... ایکس: .... وای: .... + نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387 توسط S |
|
| ||||||