|
به مناسبت سال نو(؟!) سعی کنید با همون ریتم مرغ سحر بخونید: نوبهار است، گل به بار است ابر چشمم، ژاله بار است این قفس چون دلم تنگ و تار است شعله فکن بر قفس ای آه آتشین دست طبیعت گل عمر مرا مچین جانب عاشق نگه ای تازه گل از این بیشتر کن... مرغ بیدل ،شرح هجران، مختصر ،مختصر ،مختصر کن. عمر حقیقت بسر شد عهد و وفا بی سپر شد ناله ی عاشق، تاز معشوق هر دو دروغ و بی اثر شد راستی و مهر و محبت فسانه شد قول و شرافت همگی از میانه شد از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد دیده تر شد... ظلم مالک، جور ارباب زارع از غم گشته بی تاب ساغر اغنیا پر می ناب جام ما پر ز خون جگر شد ای دل تنگ ناله سر کن از قویدستان حذر کن از مساوات صرفنظر کن ساقی گلچهره بده آب آتشین پرده ی دلکش بزن ای یار دلنشین ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین کز غم تو ،سینه ی من، پر شرر شد کز غم تو، سینه ی من، پر شرر، پر شرر ،پر شرر شد... موقع خوندن این شعر، این کلمه ها تو ذهنم می چرخید: خودم، تاریخ،بهار،محمد تقی بهار،عشق،جامعه، گروه کتاب،تلخون،شریعتی،درد،مشروب. + نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387 توسط S |
|
| ||||||