|
از تاریخ تمدن:
در كنگوي عليا مرد و زن و بچه را به عنوان گوشت قصابي آشكارا خريد و فروش ميكردهاند. در جزيرة بريتانياي جديد گوشت انسان را، مانند گوشت حيوانات، در دكانهاي قصابي به قناره ميزدند و به فروش ميرسانيدند، و در بعضي از جزاير سليمان اسراي انساني، مخصوصاً زنان را، مانند خوك ميپروردند و براي كشتن در روزهاي جشن و مهماني آماده نگاه ميداشتهاند. فوئجيان گوشت زن را بر گوشت سگ ترجيح ميدادهاند، چه، به قول آنان، گوشت سگ مزة بدتري داشته است. يكي از بوميان جزيرة تاهيتي به پيرلوتي، سياح معروف، گفته بود كه: «گوشت انسان سفيدپوست چون خوب پخته شود مزة موز رسيده را دارد.» اهالي جزيرة فيجي گوشت سفيدپوستان را دوست ندارند، چه آن را سفت و پرنمك ميدانند، و چون يك ملاح اروپايي به چنگ آنان بيفتد آن را براي خوردن نيكو نميدانند و ميگويند كه مزة گوشت مردم پولينزي لذيذتر است. اين گفتة يكي از رؤساي فيلسوفمنش قبايل برزيل است كه ميگويد: «اگر من دشمني را بكشم، شك نيست كه بهتر آن است كه او را بخورم و نگذارم گوشتش فاسد شوم و كسي از آن بهرهاي برنگيرد… آنچه دردناك است آن نيست كه انسان را بخورند، بلكه بد آن است كه انسان بميرد؛ هنگامي كه كشته ميشوم براي من يكسان است كه قبيلة دشمن مرا بخورد يا به حال خود رها كند؛ استادي انسان اوليه مساوي و بلكه بيشتر از انسان متوسط در عصر حاضر بود، و اختلاف ما با آن مردم فقط در آن است كه معلومات و مواد و ادوات زيادتري در اختيار خود داريم، و هرگز نبايد گفت كه طبيعت ما، از لحاظ نوع تفكر، با آن مردم تفاوت اساسي دارد. .........کامل می شود + نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388 توسط S |
|
| ||||||