|
آزادی؛ آزادی انتخاب، نه آزادی اراده. هر انسانی انتخاب می کند که چگونه انسانی باشد و کدام مقاصد اساسی را برگزیند. این طرح زندگی اوست. هر انسان بر پایه این حقیقت که انسان است، ناگزیر از چنین انتخابی است. او "محکوم به آزاد بودن" است. از آنجا که وجود بر ماهیت مقدم است، و از آنجا که آگاهی به تشکیل شخصیتی خاص تقدم دارد، این شخصیت نمی تواند به انتخاب اساسی دست بزند. به سبب آزادی، خود را مسئول اعمال خوسیش می دانیم. تنها بزدلان مسئولیت خویش را انکار کرده می کوشند جبر گرایی را چون بهانه ای برای تخلفات خود بکار گیرند. این، بیش از دروغگویی به خود، دروغگویی به دیگران است. سوء نیت. اعتقاد به خدا یک سوء نیت است، چون مؤمن برای پشتگرمی و حل مشکلات و بخشایش گناهان به خدا تکیه می کند. انسان واقعی مسئولیت اعمال خوشی را می پذیرد و از روی میل میوه ی درخت ممنوعه (آگاهی به خیر و شر) را می خورد. اظطراب بخشی از بهایی است که برای آزادی، مسئولانه می پردازیم. اضطراب تردیدی دردناک در مقابل ضرورت انتخاب بین پاسخهای ممکن یه یک وضعیت خاص است. تصدیق هراسناک این امر است که انتخابهای اساسی ما، علاوه بر خودمان سرنوشت دیگران را نیز رقم می زند. (حتی انتخابهای عادی ما نیز، شاید) اضطراب بازشناخت این نکته است که ما در میان مجموعه اشیاء ضرورتی نداریم. و در نظر بسیاری از آدمهای پیرامون خود، موجودی ناخوانده هستیم. ما نمی توانیم به کمک هیچ احساسی مبنی بر اینکه ما بازیگران نمایش عظیمی هستیم که مفهومی ناب و قهرمانانه یا پایانی نجات بخش دارد، زندگی خود را ارج نهیم. نه در کائنات رهنمود و مقصدی است ،نه در تاریخ. تنها واقعیت بی چون و چرا این است که هر موجود زنده ای رنج خواهد برد و خواهد مرد. هر یک از ما ،موجود تنهای بی یاور و محکوم به فنایی است. انسان با شور و شوق از هوسی به هوس دیگر میل می کند. انسان عبارت است از شور و شوقی عبث. پایان همیشه یکسان است. پایان. + نوشته شده در جمعه 24 مهر1388 توسط S
|
| ||||||